تورا ,میکنم ,بگذار ,بگذار بگویمت

بگذار بگویم. بگذار بگویمت در این شب عاشورایی...در این شب که ستارگان قرار از کف داده و آسمان گریبان چاک زده است...وای از این غم، امان از این ماتم..


بگذار بگویمت اینکه حواسم نیست و با خیال راحت روزگار میگذرانم از اینروست که فکر میکنم تورا میبینم...گمان میکنم عنقریب است که بیایی و چشم من به دیدارت روشن شود. اصلا" یک اتفاق حتمی میدانمش در زندگی ام که چند سال دیگر تو باشی و من غرق تماشایت.


نه! نگو طرماح شده ام و فقط وصف عیش میخوانم! من نمیدانم! خودت درستش کن...خودت درستم کن..


که اگر من تو را نبینم و بمیرم چه کسی خونبهای این داغ را خواهد داد؟! حسین را ندیده ام ...علی را ندیده ام! مزار رسول خدا را حتی در آغوش نکشیده ام...آنوقت تو را هم نبینم؟!....نه! نه اینکه بگویم حق منست...اما از کرم تو که هست! در آتش دوزخ ناله سر دهم که آل علی یک رخ نشان دیوانه ایی ندادند؟


آقا رواست؟! یا مولا....یا مولای ...عزیز زهرا...تورا به حق خدا...تو را به حقی که بر بندگانش دارد به حقی که بدان بندگان را از ظلمات به سمت نور میبرد چشم مرا به نور رویت بینا کن...از این منجلاب نجاتم بده. من هیچ ندارم...حتی دستی که ترنج را ببرد، خالی خالیم...گدایم! آنقدر بیچاره که به این اظهار عجز فخر میکنم...به دادم برس آباد کننده بیابان ها به حق جدت حسین، به حق عمویت عباس..به خاموشی گریه های طفل شیرخواره...به عبایی که که قطعه های پیکر علی اکبر را در میان گرفت ...تو را به دستان عبدالله و تیغ و تورا به غیرت حسین...چه کنم از داغ این روضه ها، نعره بزنم؟ از هوش بروم؟ خاک عالم به سر کنم...به والله کم است....تو را به حال حرم در هجوم حرامیان ..ای غیرت الله...تو را به حال زینب کبری و معجری که...تو را به افق نیزه ها و سری که...آقای من نه، آقای خوبان جهان به ما بدان هم رحمی بکن...



منبع اصلی مطلب : أنارستان
برچسب ها : تورا ,میکنم ,بگذار ,بگذار بگویمت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : مرا هم راه بده