برای سرکار

این روزها حس مرگ دارم، کوچکترین تلنگری تا سر حد جنون ته دلم را خالی میکند. خسته میشوم اینقدر بدم از "خود" می آید. نمیتوانم هیچ کاری را تمام کنم، نصفه نیمه و شلخته! چنان رعب و وحشتی از دانشگاه در دلم جای گرفته که خنده ام می آید. کاش میتوانستم بیخیال باشم. انتظارات خانواده برای سرکار رفتن و انتظارات خودم برای سرکار نرفتن! انتظارشان برای اتمام پایان نامه، سختی و کندی پیش روی کار...بحث های بی انتهای پس کی میخوای تمومش کنی، باور کن هیچ اثری در تسریع این امر ندارد! باور کن! پدر و مادرها لطفا" !! آمپاسی که حرف های شما و قیاس ها بوجود می آورد از فشار قبر بدتر است. ... کاش گذاشته بودند بروم اربعین، حداقل نصف تنش ها آب شده بود و امیدوارانه کار میکردم...

منبع اصلی مطلب : أنارستان
برچسب ها : برای سرکار
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : خدایا، لطفا" کمک